امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره

من و امیر علی و باباش

با یاد تو میخوابم...

1391/4/21 12:05
نویسنده : مادر خانمی
462 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان ... به سلامتی عروسی خاله ناهید هم گذشت و خاله رفت تهران که زندگیش رو شروع کنه... حالا مامانی یکم دل تنگیش رو میکنه ... قراره امروز مامانی و خاله سحر و دایی جون و بابایی برن رامسر... یادش بخیر پارسال و سال قبل ترش همه با هم رفتیم... امسال اما من که درگیر شمام... خاله اکرم که درگیر دو قلو هاش... خاله ناهید هم تازه رفته سر زندگیش... طفلی ها شدن فرزند کمتر زندگی بهتر!! بگذریم...

بابایی دو شب پیش خوابتو دیده بود... صبح گفت اگه گفتی دیشب خواب چی دیدم؟! گفتم چی گفت خواب بچه جان رو دیدم... گفت خواب دیدم دنیا اومده یه بچه سفید تپل ولی چشهاش درشت نیست(آخه من از اونجایی که چشهای خودم خیلی درشته دوست ندارم به من بری اما همه میگن از خدا هم بخواه که چشهاش به خودت بره) بابایی میگه تو خواب ازش پرسیدم جات اونجا خیلی تنگ بود اون هم گفت خیلی!!

بعد هم تو اومدی از بغلم گرفتی بردیش که کم مونده بود بخوری زمین از خواب بیدار شدم...

این هم از خواب های پریشون بابا جون! ای داد بیداد من دیه دارم جزء خاطرات میشم !! بابایی همه اش فکر توئه!!!

بایاد تو میخوابم

در خواب تو را بینم

از خواب که برخیزم اول تو به یاد آیی!!....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

nafiseh
24 تیر 91 8:53
khoda ra shokr - ishala khoshbakht beshan

jigare amirali topolo bokhoram man


ممنون عزیز دلم