بی قراری هایم برای تو...
بیقرارم کرده اند این روزها و ساعتها و لحظه ها.. چقدر کند میگذرند. اصلا نه.. انگار نمیگذرند!! چشمم به این صفحه تقویم خشک شده.. یک هفته را که خط میزنم چقدر دلم قنج می رود...این روزها عجیب دلتنگم.. برای خاطر تو این روزها اشکهای زیادی میریزم فرشته دنیا ندیده من!! این روزها دنیایم برایم آخرتی شده است درد ناکتر از همیشه.... اما همه این سختی ها همه این درد ها می ارزد به روزی که مادر صدایم بزنند... برای خاطر این لقب عاشقانه این روزها را آُسان می گیرم جان مادر....، دعا کن عزیزکم دعا کن!!! دعا کن این چشم انتظاری هایم عاقبتش شیرین باشد... نگذار خستگی های این نه ماه یک عمر به جانم بماند... دعا کن عزیز دل مادر این رورزها را به امید سلامتی تو شب میکنم و این شبها به امید فردایی که دارمت صبح می شوند... عایم کن که این روزها به دعای تو بیشتر از هرچیز محتاجم!!


بی قراری هایم برای تو...
